
لبریز ترانه و نوایم با تو از درد و غم زمان رهایم با تو
تو سبزترین بهار در جان منی سبز است تمام لحظه ها یم با تو 

سلام برآنان که
در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی
سربه دیوار انتظار نهاده اند
و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند ...
ای گل نرگس...
چه می شد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟
چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟
نظری فرما بر کوچه تاریکمان، که همه پروانه شمع توایم.
همه پروانه ها در این کوچه تاریک
به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم آمده اند.
مولا جان نظری فرما...
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش
از پس هم ورق می زنیم...
العجل العجل یا مولا یاصاحب الزمان

از انتظار چه بگويم؟
اي وسعت نور؛
اي موعود؛.
تو را به آواي باران قسم،با اولين طلوع بيا.
وقتي تو بيایي جهان از وسعت نورت چراغاني ميشود.
وقتي تو بياي اسماعيل وجودم را ابراهيم وار به مقتل ميبرم.
وقتي تو بيایي چشمانم سهل است، جانم را قرباني تو ميكنم
وقتي تو بياي.............

مولای من ! ترسم توبیایی و من آنروز نباشم
اگرآمدی ومن نبودم،یک فاتحه نوازش اهل قبورکن
التماس دعا..یاعلی مدد 
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 4:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
میلاد باسعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت سلطان سریع الرضا امام علی
بن موسی الرضاالمرتضی (ع)برشیفتگان آن امام همام مبارک باد

السلام علیک یا سیدنا و مولانا یا اباالحسن یا علی ابن موسی الرضا
المرتضی (ع) روحی فداک بنفسی انت
السلام علیک یاانیس النفوس
السلام علیک یا شمس الشموس
السلام علیک یاغریب الغربا
.jpg)
سلام بر آقای غریبی که مقرب ترین و آشناترین است در بزم ملائک؛ او که فرشتگان، بال در بال، گرد حرم محبت او می چرخند.
سلام بر خورشید آسمان فقاهت و عالم آل رسالت؛سلام بر آقایی که به خاطر بلندی محبت و شکوهش، کبوتران دل، با گلدسته های پر از مهرش انس می گیرند و گل پیچک عشقمان تنها برای دیدن مناره های نورش به گرد کعبه سخنان الهی او می گردد و پرستوی دل، تنها گوشه حرم انس او آشیانه می کنند و شمع دل، تنها در عطش خورشید نگاهش می سوزد.





مولای مهربان غزل های من!سلام
سمت زلال اشک من ،آقای من!سلام
نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز
آبی ترین بهانه ی دنیای من!سلام
ما بی حضور چشم تو اینجا غریبه ایم
دستی سری تکان بده آقای من!سلام
![]()
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست.
چرا آب به گلدان نرسیدست وهنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرایوسف گمگشته به کنعان نرسیدست و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست
عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس 
توکجایی گل نرگس 
مولای من " شکوه رزم علی را ندیده ام امّا
دلم خوش است که با ذوالفقار می آیی
التماس دعا...یاعلی مدد
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 4:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
باهرچه عشق نام تو میتوان نوشت
باهرچه رود نام تو میتوان سرود 

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
تا شقایق هست اینجا انتظارت می کشم

«گر نيايي فقير مي ميرم»
مثل دنيا حقير مي ميرم
چون کبوتر که در قفس حبس است
تک و تنها اسير مي ميرم
اي شکوه ترنّم باران
در فراقت کوير مي ميرم
توي شهر دلم زمين لرزه است
زير آوار پير مي ميرم
بي تو زجرآور است جان کندن!
واي بر من؛ چه دير مي ميرم!
تو بيا، مي خورم قسم به خدا
چون بگويي بمير، مي ميرم
«مهديا» اي تمام هستي من
گر نيايي فقير مي ميرم

مولای من
ترسم تو بیایی و من آنروز نباشم
اگر آمدی و من نبودم یک فاتحه نوازش اهل قبور کن

التماس دعا..یاعلی مدد
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 5:29 قبل از ظهر موضوع اشعار دیگران | لینک ثابت
سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَ صَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ
وَ بَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِاللّهِ وَ وَلِیِّهِ فى اَرْضِهِ
نازنینا، نفسی اسب تجلی زین کن 
که زمین گوش به زنگ است، زمان چشم به راه 






مولا جان امروز بیش از هر زمان دیگر انسانها نیازمند،وجود خضر مانند تو برای رسیدن به آب زلال حیاتند . امروز بیش از هر زمان دیگر ، نیازمند آب زلال و گوارای دوستی و محبتیم ، نیازمند سخنان سحر آمیز و جان بخشیم ، نیازمند سنگ صبور گله مندی های روزمره زندگی مانیم . نیازمند انسان خدا گونه ایم ، تشنه " خلق العظیم " گونه محمدیم ، نیازمند اسوه زنده حسنه ایم ،و در یک کلام نیازمند کامل کننده ال محمدیم . و اما تو ........ تو باید بیایی که از جنس نوری ، باید بیایی که تویی تفسیر عشقهای ناتمامم ،تویی گره گشای عقده های ناگشوده ام ، تویی جولانگاه عشق سرگشته ام ، تویی آن دریایی که منم قطره وامانده از او ، تو با منی اما من از خودم دورم چو قطره از دریا من از تو مهجورم اما،مایه ی امیدم این است که دریا بدی ها را در خود حل می کند و تنها تویی، که تو مانده ای و مسخ نشده ای تنها تویی که عیارت کم نشده ، تو مانده ای که معیار تمام انسانیت باشی ، و تو مانده ای که امید بماند ، تومانده ای که بن بست نابود شود . تو بمان که این من و منم ها ارزش ماندن ندارند ، و تو بمان و سکان عشق را هدایت کن ، و امید انسان مدرن سرگشته باش ، و تو بمان وتو...

ای فروغ هدایت ، بتاب و ای خورشید جهان ها ، بیا !
ای روشنگر هستی ، بیافروز و ای راز بزرگ تجلّی ، چهره بنمای !
ای کعبه ی مقصود ، نمایان شو و ای قبله ی موعود ، عیان شو !
ای مشعل علم ، روشنی بخش و ای مربّی عقل ، آگاهی ده !
ای حامل قرآن ، بیا و ای صاحب شمشیر ، برخیز !
ای امید رهایی ، بشتاب و ای پناه همگان ، فرارس !
ای ذخیره ی الهی ، به در آی و ای عصمت دردها ، بهبودی بخش !
ای نجات جان ها ، حیات آفرین ! ای سرّ عظیم ، بخوان !
و ای اسم اعظم ، بدم ! ای کشتی نجات ، به سوی ما آی !
و ای ساحل رستگاری ، پیدا شو !




مولای من " شکوه رزم علی را ندیده ام امّا
دلم خوش است که با ذوالفقار می آیی
التماس دعا...یاعلی مدد
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 3:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
با هر چه عشق نام تو می توان نوشت
با هر چه رود نام تو می توان سرود
السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)
هر آدینه دلداگان و بی قراران ِ یار
چشم به جاده های بی کسی دوخته و
چون مرغان در قفس، نُدبه خوان مولای آب و آینه اند.
کدامین جمعه می آیی.؟!.
بیا...بیا و قراری باش بر دلهای بی قرار
یک زمان میخانه بی ساقی مباد بی رخ ساقی جهان باقی مباد
قاصدک

... او که جمعه مي آيد ...
براي آمدنت دير می شود، برگرد زمان ز پرسه زدن سير می شود، برگرد
در انتظار تو با کوله باري از وحشت زمين دوباره زمين گير می شود، برگرد
برای روشنی چشم آسمان،خورشيد ميان چشم تو تکثير می شود، برگرد
هميشه جای تودر لحظه هايمان خاليست غروب جمعه که دلگيرمی شود،برگرد
و جمعه ای که بيايی،تمام عرش خدا به سمت خاک سرازير می شود،برگرد
نگار جمشيدنژاد

بعد صدسال اگر از سرقبرم گذری
من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم
التماس دعا...یاعلی مدد
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 6:52 قبل از ظهر موضوع دل نوشته ها | لینک ثابت

سلامی ساده و صمیمی به تو مولاو به روزی که وعده طلوعش را![]()
همه ستاره ها می دانند.هنوز هم چشمه های همیشه منتظرم در خیابان های
سوخته آسمان به دنبال نشانه ای از تو می گردند.
لحظه های بی تو بودن چقدر کند می گذرند!![]()

ای امید همه! ای بلندترین زمزمه! ای بی هیچ فاصله! ای زداینده هر چه واهمه!
به راستی که هر کس از برکت نگاه تو بگریزد، در انجمادی تیره و در انزوایی سرد و ساکت
محبوس می ماند. هر که از تو دوری کند، دیر یا زود، باید از خاکستر اشتباه تیره خود
فرارکند و با تن شویه در اقیانوس رحمت تو قرار بیابد. هر کس پریشان محبت تو شود،
پشیمان نخواهد شد!
ای آسمان بلند فضیلت! ای بلندای عظمت! ای راهنمای سبز حقیقت!
ای ژرفای هستی و طراوت! یاد و نام تو، برترین و زیباترین گلی است که
دردلهای مومنان می روید. گلی که هیچ گاه پژمردگی ندارد. گل خوشبویی که
تا ظهور خورشید رویت، هماره می پاید. عشق تو در دلهای ما، مستدام باد!

در عشق تو، حالی است که فانی شدنی نیست
وصفش نتوان گفت به کس، دم زدنی نیست
غیر از دل عشاق برایت وطنی نیست
پیوسته عنایات تو بر ماست مسلم
هر چند که الطاف تو، گاهی علنی نیست![]()

مولای من ! ترسم توبیایی و من آنروز نباشم
اگرآمدی ومن نبودم،یک فاتحه نوازش اهل قبورکن
التماس دعا..یاعلی مدد
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه سوم مهر 1388 ساعت 9:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان
سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان
دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست دیدم آیینهام از سوز و گداز رمضان
بیش از این ناز نخواهیم کشید از دنیا پس از این دست من و دامن ناز رمضان
نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک نکند بسته شود دیده باز رمضان
صبح با باده شعبان و رجب آمده بود آنکه دیروز مرا داد جواز رمضان
شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان
شعر از علیرضا قزوه


یاحجّت ابن الحسن ریشه ظلم را بکن
از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟
تو مدتی است رفته ای , بیا دلم گرفته است
نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود
گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است
گذشتم از هزاره ها در امتداد دوری ات
به ذهن من نمی رسد کجا دلم گرفته است
به چشم خود ندیده ام شکوه چهره ی تو را
شبی بیا به خواب من , بیا دلم گرفته است

مولای من 
بعدصدسال اگر از سرقبرم گذری
من کفن پاره کنم زندگی ازسرگیرم
دوستان آدینه ای"عذرم را پذیرا باشید.بخاطر مشکلات بلاگفا پست این هفته باکمی تاخیر نوشته شد.
التماس دعا..یاعلی مدد
دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 ساعت 8:14 قبل از ظهر موضوع اشعار دیگران | لینک ثابت
با هر چه عشق نام تو میتوان نوشت
با هر چه رود نام تو مي توان سرود

عرش، در قنوت کوچک تو آرام میگیرد
با تو، زمین در آستانه پرنده شدن مانده است
ما با تو چند پرنده تا پرواز بیشتر نداریم
لبخند که میزنی
جهان از عطر شکوفههای معطر لبریز میشود
عطر خندههایت زیباترین پر پروانههاست
ای کاش با این رودهای مهربان، به دریای آغوش تو بپیوندیم
هر رودی را که میبینم، یاد تو میافتم؛
تویی که هیچگاه از رفتن باز نمیمانی
تویی که سفر، خسته از روزهای مسافرت توست
تویی که چون موجهای ناآرام دریا
بیپایانی و همیشه در راه رفتن.
![]()

يارب برسان تومهدی ِصاحب را
![]()
صبحی دگر می آید ای شب زنده داران
از قله های پر غبار روزگاران
از بیکران سبز اقیانوس غیبت
می آید او تا ساحل چشم انتظاران
آید به گوش از آسمان این است مهدی!
خیزد خروش از تشنگان این است باران!
از بیشه زارِ عطرهای تازه آید
چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران
آیینه آیین حق ای صبح موعود!
ماییم سیمای تو را آیینه داران
دیگر قرار بی تو ماندن نیست در دل
کی می شود روشن به رویت چشم یاران
باتشكراز همكاري دوستان عزيز سوگندنيك و سنگ صبور بابت آدينه هاي اين هفته
مولاي من
شكوه رزم علي را نديده ام امّا
دلم خوش است كه با ذوالفقار مي آيي
يك زمان ميخانه بي ساقي مباد
بي رخ ساقي جهان باقي مباد

دلنوشته ای از:قاصدک در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 3:59 قبل از ظهر موضوع اشعار دیگران | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام به خدا و حجّـت ِ خدا
نیستم قابل ولی جانم فدای مهدی است
برای تموم دل نوشته هایی که درون من تلنبار شده
آدینه ها"فرصت خوبیه"اینجا میعادگاه قاصدک و آدینه هاست
به یاری حق؛تموم جمعه هام نذر قدمهای مولای مهربانی ست
باقی ایام"میرم تو غزل قاصدک
التماس دعا...یاعلی مدد
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
یاران آدینه ای قاصدک
پیوندهای روزانه
گذشت ِعمر
سایر امکانات
http://picup.ir/share-459E_4A9EB94B.html
POWERED BY