قاصدک آدینه ها
چشم به جاده دوختن شد پیشه ام

من حقّم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
یک ، دو ، سه ، ... ، هفت ، هشت، نَه آقا دوازده
ای نمرۀ قبولی ِ دنیا، دوازده

ثانیه های کـُند توسل می آورند
یا "صاحب الزمان خدا" یا "دوازده"
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده
ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده
دور از روي تو اي جان تا به كي؟ زآتش عشقت گدازان تا به كي؟
تو به هر جمعي چو شمعي جلوهگر من به كنج غم، پريشان تا به كي؟
در خم چوگان زلفت اي صنم همچو گوي افتان و خيزان تا به كي؟
از حجاب زلف بنما روي خويش ماه اندر ابر، پنهان تا به كي؟
كن زمي شيرينم اي ساقي مذاق تلخ كاميهاي دوران تا به كي؟
بنده شو (محزون) به درگاه ظهور غافلي از شاه خوبان تا به كي؟

موعودا!
دیرهنگامى است كه چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاى اشتیاقت، سوخته ایم .
باغ آرزوها به شوق بهار روى تو ،خزان ها را مى شمارد و چكامه هاى خونین شقایق را مى نگارد؛




نرگس ها داغ هجر تو بر سینه دارند؛
عروسان چمن جز به مژده ی جمال دلارایت سر ز حجله عیش برنیارند؛
اى دستت دست كردگار!




معراج نشین ، از پرده غیبت به درآى و رخسار محمدى بنمای؛
كه خیل منتظران در فرودست وعیدهاى دنیایى، چشم بر بلنداى وعده دیدار تو دارند.




اى گوشوار عرش الهى! آرمان انتظار را به كوله بار صبر و یقین، بر دوش مى كشیم
وبه ترنم آواى ظهور سرخوشیم؛ هر صبح و مساء، یاد طلوع تو را در سینه مى پرورانیم
و پرتو چهره تو را در دیده نقش مى زنیم.
اى امید بى پناهان، بیا ... بیا .




از ثرى تا به ثریا، دل هاى بى قراران ، شیداى یك نگاهت .
از سوى تا ماسوى جان هاى بى پناهان، نثار قدم هایت .
بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و قضاى عهد انتظار را دستى برافشان.





میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .






چرا باغ دل سبزم خزان است![]()
چرا روز است و خورشيدم نهان است
اميدِ آخرينِ شامِ تارم![]()
يقينا مهدي صاحب الزمان است

چشمها را میگشایی عشق میریزد زمین
با گـل لبــــخندتان باشد بیامیزد زمیــــن![]()
![]()
آیه تطهیر میبارد نگاهت، مرد صبــــــح!
باشد از خواب هزارانساله برخیزد زمین![]()
![]()
![]()
کی هوای تو کبوتر میوزد، ای ناگهان!
کی بگو کی میشود از خون بپرهیزد زمین؟![]()
![]()
![]()
کی عنایت میکنی کی سیصد و چندی سوار
تا در استقبالتان شعر تر انگیزد زمین؟![]()
![]()
![]()
تا پر از خورشید گردد این شب واماندهمان
تا قبای ژنده خــــود را بیاویــزد زمین![]()
![]()
![]()
ذوالفقار تو جهانی را به حیرت میکشد
این زمین بیبهاری را که خواهی زد زمین![]()
![]()
![]()
مینشیند پیش رویت آسمان با احترام
پیش پای حضرتت وقتی که برخیزد زمین![]()
![]()
![]()
کاش سهم بیکسیهای دلم باشد ـکه نیستـ
هرچه از سمت ردایت عشق میریزد زمین

من به " تقسیم کردن" ات فکر میکنم و کم می آورم!
در حالی که تو را باید "ضربدر" تمام کارها کنم...
معادله ی بی نتیجه ای است: تقسیم کردن ات/منها کردن ات/جذر گرفتن ات..
و
زودترین نتیجه را میگیرم وقتی: جمع ات می زنم/ضرب می شوی/به توان می رسی...
شاید راه حل اشتباه این مسئله وقتی شروع شد که فکر میکردم " منفی" هایی که می گذارم " مثبت" هستند...
برای همین همیشه ضرب این " منفی" و " مثبت" های گم می شد: " منفی"
این معادله هر چه باشد هر ادیبی را هم به این " حل" کردن ها تشویق می کند..وقتی امیدی هست جواب تمام این معادله ها " تویی"
من ریاضی " انتظار" را دوست دارم...


» تویی که درد جهان را یگانه درمانی...
» تا عشق تو باقی است زمین گیر توام!
» کوچه ، آوازِ قدمهای تورا کم دارد
» تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...
» گل سرخ وسپیدم ، کی می آیی؟
» می آید وانتظار را می شکند ...
» قرار جان و دل بی قرار در راه است
» به تو می اندیشم ...
» ای ماه کجا مانده ای؟
| Design By : Pichak |


