قاصدک آدینه ها
چشم به جاده دوختن شد پیشه ام


من کیستم فقیر تو یا صاحب الزمان
دلداده حقیر تو یا صاحب الزمان
در راه وصل روی تو از پا فتاده ام
دست مرا بگیر تو یا صاحب الزمان
صید به خون تپیده دام محبتم
افتاده ام به تیر تو یا صاحب الزمان
حیف است پا به خاک گذاری از آنکه هست
عرش خدا سریر تو یا صاحب الزمان
تشبیه می کنند جمال تو را به مه
ای ماه مستنیر، تو یا صاحب الزمان
اندر کمند گیسوی پر پیچ و تاب عشق
من کیستم اسیر تو یا صاحب الزمان
پشت زمان ز یاد فراقت بود کمان
ما هم شدید پیر تو یا صاحب الزمان

امروز که آدميان صداقت را به زير آوار فراموشي ها از ياد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عدالت گلگون است؛ زمين در حسرت يک مرد مي سوزد.
حالا که سپيدي ها همه در سياهي دلهاي آدميان رنگ باخته اند؛ ديدگان زمين در انتظار اندکي-حتي- سپيدي چون پلک خيس سپيده دم باراني ست.
راه درازيست از اين جا تا صداقت و زمين در انتظار است تا مردي بيايد از جنس آسمان تا با قدوم نازنينش جسورانه شقاوت را؛ خيانت را از هستي پاک کند. تا شب دريده شود و ديدگان آدميان طلوعي از جنس عدالت را به نظاره بنشينند.
راه دشواري نيست از اين جا تا مصيبت و دستان سرد آدميان گرماي دستاني را به ياري مي خواند تا در مرداب بي رحمي دنيا اميدبخش رهايي باشد.
علي که از جنس آسمان بود به برق يک شمشير به آسمان رفت . علي به ستوه آمده از آدمياني از جنس شقاوت و قساوت به برق يک شمشير از عمق وجود فرياد برآورد که : فزت و رب الکعبه
و از آن روز که عدالت همراه علي به آسمان رفت, زمين و زمان در انتظار وجود پر وجودي ست تا برخيزد, شمشير برگيرد و جهاني را روشني بخشد.
او خواهد آمد.........





مولا جان !
چه شود که پا گذاری به رواق دیدگانم
منم آن که انتظارت زده شعله ها به جانم
بيا جانا كه جانان خواهد آمد
امير شاه خوبان خواهد آمد
براين دنياي ظلماني سرانجام
شهي چون ماه تابان خواهد آمد
گرفتاران پريشانان بياييد
كه شاه غمگساران خواهد آمد
الا اي بي پناهان ناله تا كي
پناه بي پناهان خواهد آمد
بگو از ما به جمع مستمندان
كه شاه فضل و احسان خواهد آمد
مريضان دردمندان مژده بادا
طبيب درد و درمان خواهد آمد
مكش اي دل ز هجران آه سوزان
كه ديگر غم به پايان خواهد آمد
مكن ناله تو مظلوما ز ظالم
كه شاه دين و ايمان خواهد آمد
بسوز اي دشمن مولا كه مولا
به عز و جاه شايان خواهد آمد
ملائك در ركاب و التزامش
به جاهي بس فراوان خواهد آمد
مگر صاحب ندارد دين و قرآن
به قرآن عصر قرآن خواهد آمد
به سر آن پرچم نصر من الله
به كف شمشير برّان خواهد آمد
بشارت بادت اي شيعه كه مهدي
به قربانش سر و جان خواهد آمد

سالروزرحلت جانسوزآخرین سفیرالهی پیامبرنورورحمت حضرت محمد مصطفی (ص) ![]()
وشهادت مظلومانه ی امام حسن مجتبی (ع) وشهادت امام رئوف علی بن موسی الرضا (ع)
برمولایمان حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان(عج) و عاشقان ال الله تسلیت باد .
روزهاي آخر ماه صفر
در دلم حزن دوباره جان گرفت
در غم هجران ختم المرسلين
آه و ناله دامن دوران گرفت...
در فراق سبط اكبر، مجتبي
باز قلبم ناله سوزان گرفت
![]()
![]()
![]()
در رساي قتل آن هشتم امام
شيعه در اين سرزمين سامان گرفت
چونكه اين امت عزايش تام شد
لاجرم ماه صفر پايان گرفت
اينهمه حزن و محن بر صاحب عصر و زمان
بيگمان بهر خدا ، او اجر بس شايان گرفت

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی انتظار
بر دلم ترسم بماند آرزوی وصل یار
تشنه دیدار یارم ای اجل مهلت بده
تا ببینم با دو چشمم چهره زیبای یار


![]()
![]()
![]()
| Design By : Pichak |



