تبليغاتX
وبلاگicon

♥ خُـنُـك آن قماربازي كه بباخت هرچه بودش ♥ ونماند هيچش الاّ هوس قمار ديگر♥ قاصدک آدینه ها


قاصدک آدینه ها

چشم به جاده دوختن شد پیشه ام




من کیستم فقیر تو یا صاحب الزمان
دلداده حقیر تو یا صاحب الزمان



در راه وصل روی تو از پا فتاده ام
دست مرا بگیر تو یا صاحب الزمان
 



صید به خون تپیده دام محبتم
افتاده ام به تیر تو یا صاحب الزمان



 

حیف است پا به خاک گذاری از آنکه هست
عرش خدا سریر تو یا صاحب الزمان



 

تشبیه می کنند جمال تو را به مه
ای ماه مستنیر، تو یا صاحب الزمان
 




اندر کمند گیسوی پر پیچ و تاب عشق
من کیستم اسیر تو یا صاحب الزمان
 




پشت زمان ز یاد فراقت بود کمان
ما هم شدید پیر تو یا صاحب الزمان



ديرگاهيست در ظلمت بي فرداي اين روزگار زمين در انتظار است تا کسي بيايد که کس باشد و تا مردمان با نگاهي در او کس را از ناکس بازشناسند.
امروز که آدميان صداقت را به زير آوار فراموشي ها از ياد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عدالت گلگون است؛ زمين در حسرت يک مرد مي سوزد.
حالا که سپيدي ها همه در سياهي دلهاي آدميان رنگ باخته اند؛ ديدگان زمين در انتظار اندکي-حتي- سپيدي چون پلک خيس سپيده دم باراني ست.
راه درازيست از اين جا تا صداقت و زمين در انتظار است تا مردي بيايد از جنس آسمان تا با قدوم نازنينش جسورانه شقاوت را؛ خيانت را از هستي پاک کند. تا شب دريده شود و ديدگان آدميان طلوعي از جنس عدالت را به نظاره بنشينند.
راه دشواري نيست از اين جا تا مصيبت و دستان سرد آدميان گرماي دستاني را به ياري مي خواند تا در مرداب بي رحمي دنيا اميدبخش رهايي باشد.
علي که از جنس آسمان بود به برق يک شمشير به آسمان رفت . علي به ستوه آمده از آدمياني از جنس شقاوت و قساوت به برق يک شمشير از عمق وجود فرياد برآورد که : فزت و رب الکعبه
و از آن روز که عدالت همراه علي به آسمان رفت, زمين و زمان در انتظار وجود پر وجودي ست تا برخيزد, شمشير برگيرد و جهاني را روشني بخشد.
او خواهد آمد.........






نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط قاصدک|

http://shiaupload.ir/images/8dyi62mdxy11t3t1hej5.gif

مولا جان !

چه شود که پا گذاری به رواق دیدگانم

منم آن که انتظارت زده شعله ها به جانم


بيا جانا كه جانان خواهد آمد
امير شاه خوبان خواهد آمد



براين دنياي ظلماني سرانجام

شهي چون ماه تابان خواهد آمد



گرفتاران پريشانان بياييد

كه شاه غمگساران خواهد آمد



الا اي بي پناهان ناله تا كي

پناه بي پناهان خواهد آمد



بگو از ما به جمع مستمندان

كه شاه فضل و احسان خواهد آمد



مريضان دردمندان مژده بادا

طبيب درد و درمان خواهد آمد



مكش اي دل ز هجران آه سوزان

كه ديگر غم به پايان خواهد آمد



مكن ناله تو مظلوما ز ظالم

كه شاه دين و ايمان خواهد آمد



بسوز اي دشمن مولا كه مولا

به عز و جاه شايان خواهد آمد



ملائك در ركاب و التزامش

به جاهي بس فراوان خواهد آمد



مگر صاحب ندارد دين و قرآن

به قرآن عصر قرآن خواهد آمد



به سر آن پرچم نصر من الله

به كف شمشير برّان خواهد آمد



بشارت بادت اي شيعه كه مهدي

به قربانش سر و جان خواهد آمد


غروب جمعه در این رهگذر چه میخواهم ؟
به غیر آمدنت از سفر چه می خواهم ؟

برایت نامه نوشتم؛سلام و دیگر هیچ
بجز سلامتی تو دگر چه می خواهم ؟


برای دادن حاجت می آیی و... خوب است
ولی از آمدنت خوب تر چه می خواهم ؟

گمان نکن که سکوتم تو را نخواستن است
ببین گرفته زبانم اگرچه می خواهم

که دوستت دارم را برات گریه کنم
زبان که نیست بجز چشم تر چه می خواهم ؟

تو آرزوی منی،این بلند پروازی است
که تو به من برسی من به هر چه می خواهم ؟

هنوز که نرسیدی پی چه می گردم
هنوز در نزدی پشت در چه می خواهم ؟

دگر حواس برایم نمانده از شوقت
غروب جمعه در این رهگذر چه می خواهم ؟


http://www.behgar.net/wp-content/uploads/2012/01/safar.jpg

سالروزرحلت جانسوزآخرین سفیرالهی پیامبرنورورحمت حضرت محمد مصطفی (ص)

وشهادت مظلومانه ی امام حسن مجتبی (ع) وشهادت امام رئوف علی بن موسی الرضا (ع)

برمولایمان حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان(عج) و عاشقان ال الله تسلیت باد .


روزهاي آخر ماه صفر

در دلم حزن دوباره جان گرفت

در غم هجران ختم المرسلين

آه و ناله دامن دوران گرفت...

 در فراق سبط اكبر، مجتبي

باز قلبم ناله سوزان گرفت

در رساي قتل آن هشتم امام

شيعه در اين سرزمين سامان گرفت

چونكه اين امت عزايش تام شد

لاجرم ماه صفر پايان گرفت

اينهمه حزن و محن بر صاحب عصر و زمان

بيگمان بهر خدا ، او اجر بس شايان گرفت



بر مشامم می رسد هر لحظه بوی انتظار
بر دلم ترسم بماند آرزوی وصل یار

تشنه دیدار یارم ای اجل مهلت بده
تا ببینم با دو چشمم چهره زیبای یار




نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط قاصدک|


آخرين مطالب
» من کیستم اسیر تو یا صاحب الزمان
» سه ماتم عظما
» دلم گرفته برایش، خدا کند که بیاید
» عمری در آرزوی وصال تو سوختیم
» کی نگاهت میشود،ای خوب،مهمان دلم؟
» دیگر نمانده صبری ...
» اگر تو بیایی ...
» ای منتظران گنج نهان می آید
» دیدار یار غایب دانی چه لطف دارد؟
» ...آه می کشم تو را ، با تمام انتظار !

Design By : Pichak